ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

64

مازندران و استرآباد ( فارسى )

رستم رود « 46 » كه در ساحل چپ آن و وصل به دريا ده رستم رود واقع است رسيديم . قدرى دور تر از هاشم رود گذشته و پس از عبور از جنوب تپه‌هاى شنى به عزده آمديم . ناحيهء نور كه عزده به آن تعلق دارد در كنار دريا است و حدود آن از سولده در مغرب تا اهلمرود در مشرق است و در قسمت داخلى وسعت آن زيادتر و از نزديك كلارستاق در مغرب تا رودخانه هرهز « 1 » در مشرق است و از طرف جنوب به كوههاى لار و لاريجان محدود مىشود . دره‌هاى نور عليا خيلى خشك و باير است و بواسطهء محصور بودن برشته تپه‌هاى اطراف و دهات ميتوان آن را مانند كوهستانهاى حدود اصفهان يا شيراز محسوب داشت . « 2 » نور به توابع ذيل تقسيم مىشود : بلده ، كمر رود ، كوپ ، ميان بند ، نيج كوه ، نمار رستاق ، ناتل كنار ، ناتل رستاق ، رودبار عليا ، رودبار سفلى ، تته رستاق ، اوز رود ، يالورود « 3 » . بوسيلهء پل چوبى از رودخانه عزده عبور نموده اول به ده سوته كلا بعد به اهلمرود كه شعبه هراز است رسيديم . قريهء اهلم « 48 » در حدود سه ربع فرسخ از دريا و سه فرسخى سولده واقع است . سپس به رودخانهء هراز آمديم و از روى پل كه با الوار ساخته بودند عبور كرديم و از محمود آباد راه خود را به طرف جنوب تعقيب نموده از لكه موزى كه قريه‌اى متعلق به تليكه سر و بعد از خود تليكه سر و ترسو و از ميان جنگل انبوهى عبور كرده به خط آهن قديمى رسيديم كه يگانه وسيله ارتباط بين محمود آباد و آمل به شكل راه باريكى درآمده بود كه بندرت از آنجا رفت و آمد مىكردند و بعد از عبور از گالش‌بر و ده كوچك و معصوم آباد دوباره به اراضى

--> ( 1 ) - امروز ( هراز ) گويند . ( 2 ) - يادداشت‌هاى سرهنگ برسفورد لووت C . Berasford Lovett چاپ لندن 1883 دربارهء جاده و راههاى شمالى ايران بنام ( Itenerary notes of route surveys in Northern Persia in 1881 and 1882 ) و مقاله‌اى در مجلهء سلطنتى مطالعات جغرافيائى R . G . S . دورهء پنجم شمارهء فوريهء . ( 3 ) - راجع بدهات نور رجوع شود به ضميمه ( د ) ر راجع بمحصولات اين ناحيه رجوع شود به گزارش سياسى و كنسولى مولف شماره 4821 ص 14 - 15